چهارشنبه 01 مهر 1405 - Wed 23 Sep 2026
  • ایران پیشنهاد کرده در صورتی که آمریکا گام‌های اولیه‌ای برای کاهش فشار نظامی بردارد، تنگه هرمز را ظرف ۷ روز بازگشایی کند

  • گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم

  • این زائران از حج ۱۴۰۶ جا می‌مانند

  • عربستان در پلی‌استیشن هم حریف ایران نشد

  • رکورد ملی ۴ در ۱۰۰ متر مختلط تیمی در ناگویا

  • تغییر نام خیابان اسرائیل در برزیل / فیلم

  • اطلاعیه مهم درباره واکسن آنفلوآنزا

  • یمن فرودگاه ابها عربستان را تعطیل کرد

  • لحظه نجات بچه فیل توسط مادرش / فیلم

  • تسلیم دشمن نمی‌شویم و با قدرت پاسخ خواهیم داد

  • کیلب ماپین: مردم آمریکا مخالف جنگ با ایران هستند/ یک مأموریت ایرانی زندگی‌ام را متحول کرد+ فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز سه‌شنبه ۳۱ شهریور

  • استوری رامین رضاییان برای سردار آزمون

  • تصویری از پلنگ ایرانی در طبیعت / فیلم

  • قیمت دلار امروز سه‌شنبه ۳۱ شهریور

  • وعده شهید «سجاد زبرجدی» به زائران مزارش

  • قیمت نفت امروز سه‌شنبه ۳۱ شهریور

  • عملکرد ورزشکاران کشورمان در روز دوم بازی‌های آسیایی 2026 /نقره برای کاراته + عکس

  • قیمت طلای جهانی امروز سه شنبه ۳۱ شهریور

  • بازگشت این ستاره جذاب به تمرینات پرسپولیس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 433573
    تاریخ انتشار: 31/شهريور/1405 - 13:17

    کیلب ماپین: مردم آمریکا مخالف جنگ با ایران هستند/ یک مأموریت ایرانی زندگی‌ام را متحول کرد+ فیلم

    کنشگر آمریکایی می‌گوید: سیزده روز روی یک کشتی ایرانی در مأموریت اعزام به یمن درباره دین حرف می‌زدیم، در حالی که جنگنده‌های آمریکایی-سعودی بالای سرمان پرواز می‌کردند.

    کیلب ماپین: مردم آمریکا مخالف جنگ با ایران هستند/ یک مأموریت ایرانی زندگی‌ام را متحول کرد+ فیلم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    در جبهه‌ی حق‌طلبی، پیام صلح، ایستادگی و استقلال ملت ایران از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و در میان آزادی‌خواهان و کنشگران سیاسی سراسر جهان (حتی در قلب ایالات متحده) بازتاب پیدا کرده است. امروزه وجدان‌های بیدار با گذر از پروپاگاندا و هیاهوی رسانه‌ای، حمایت از استقلال و تمامیت ارضی ایران را ایستادن در سمت درست تاریخ می‌دانند.

    «کیلب ماپین» نویسنده و تحلیلگر سیاسی آمریکایی و بنیانگذار اندیشکده‌ی «مرکز نوآوری سیاسی»، از جمله‌ی این چهره‌هاست که اخیراً در سخنرانی خود خطاب به گردهمایی ملی اعضای این اندیشکده، به‌صراحت به نقش و جایگاه ایران و همچنین مرور اقدامات مرکز نوآوری سیاسی در حمایت از جمهوری اسلامی پرداخت. ویدیوی کامل مراسم مرکز نوآوری سیاسی و سخنرانی ماپین را می‌توانید به زبان انگلیسی از این‌جا تماشا کنید. این کنشگر آمریکایی پیش‌تر یک بیانیه‌ی ویدیویی نیز درباره‌ی شهادت رهبر انقلاب در اختیار خبرنگار قرار داده بود که ویدیو و متن کامل آن

    «امپراتوری‌های دریا» در مقابل «تمدن‌های زمین»

    ماپین در بخشی از سخنرانی خود نظریه‌ی «امپراتوری‌های دریا» در برابر «تمدن‌های زمین» را مطرح می‌کند؛ الگوی تحلیلی ژئوپلیتیک و تاریخی‌ای که ماپین می‌گوید آن را از فلسفه‌ی سیاسی اوراسیاگرایی و به‌ویژه نظریات «الکساندر دوگین» فیلسوف و نظریه‌پرداز روس، استخراج کرده. در این چارچوب، «امپراتوری‌های دریا» (مانند امپراتوری بریتانیا و نظام امپریالیستی کنونی ایالات متحده) قدرت‌هایی سودمحور، تجاری و فردگرا هستند که سلطه‌ی خود را بر تسلط بر آب‌راه‌ها، کنترل تجارت جهانی و استخراج ثروت از سایر ملل استوار کرده‌اند. این نظام‌ها برای حفظ محوریت و ثروت خود، همواره تلاش می‌کنند سایر جوامع را در فقر، وابستگی و تنزل اقتصادی نگه دارند و با نگاهی نخبگانی، توده‌های مردم را وحشی و غیرمتمدن می‌انگارند.

    در طرف مقابل، «تمدن‌های زمین» (مانند ایران، روسیه، چین و جوامع بومی) قدرت‌هایی متکی بر سرزمین‌های پیوسته، تولید واقعی و ساختارهای جمع‌گرایانه‌اند. حیات این تمدن‌ها نه بر دلال‌بازی مالی، بلکه بر پیوند عمیق وجودی با خاک، توسعه‌ی زیرساخت‌های خاکی و پایداری هویت بومی استوار است. بر اساس یک قانون تاریخی، هرگاه امپراتوری‌های دریا بکوشند تمدنی متکی بر زمین را تحریم، محاصره یا سرکوب کنند، از دل توده‌های مردم، رهبران و نمادهایی منجی‌گونه ظهور می‌کنند که اراده‌ی جمعی جامعه را برای مقاومت و رهایی از استثمار برمی‌انگیزند.

    از دیدگاه ماپین تجلی بارز این قانون را در حال حاضر می‌توان در جنبش انصارالله یمن دید؛ مردمی کوهستان‌نشین که به عنوان تجسم «مردم زمین» در برابر امپریالیسم قد علم کرده و با هدف قرار دادن شریان‌های تجاری در دریا، شالوده‌ی اقتصاد دریامحور غربی و صهیونیستی را در حمایت از مردم فلسطین به چالش کشیده‌اند. ماپین نمونه‌ی دیگر این تقابل را نیز در پایداری قدرت‌های منطقه‌ای و شکل‌گیری ائتلاف‌های نوظهوری مانند بریکس می‌داند. این جریان‌ها در واقع خروج «مردم زمین» از سیطره‌ی اقتصاد امپریالیستی دریاپایه‌ی امپراتوری‌های دریا و تلاش برای بازگرداندن استقلال، تولید واقعی و حق رشد به ملت‌ها هستند. در ادامه، بخش‌هایی از سخنرانی کیلب ماپین که مستقیم یا غیرمستقیم با ایران مرتبط هستند، آمده‌اند.

    فعالیت‌های مرکز نوآوری سیاسی در دفاع از ایران

    به قول «مایک» [یکی از اعضای «مرکز نوآوری سیاسی»] «ما وِبقلابی [ترکیب «وِب» و «انقلابی»] نیستیم؛ انقلابی هستیم.» ما به مردم می‌گوییم که واقعاً کاری از دست‌شان برمی‌آید. مجبور نیستند فقط [صفحه‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی را] اسکرول کنند و در مورد این‌که دنیا چه‌قدر بد است، بخوانند و به شخص دیگری در فضای مجازی حمله کنند. بلکه می‌توانند واقعاً از خانه بیرون بیایند و نه‌تنها پا روی سنگ‌فرش خیابان بگذارند، بلکه یک تابلو یا بلندگوی دستی بردارند و مردم و جهان را به چالش بکشند. بنابراین، می‌خواهم فهرست کارهایی را مرور کنم که تا کنون در سال ۲۰۲۶ انجام داده‌ایم.

    ۲۳ فوریه [پنج روی قبل از آغاز جنگ رمضان]، پای نامه‌ای را خطاب به دبیرکل و شورای حقوق بشر سازمان ملل امضا کردیم که کمیسیون حقوق بشر اسلامی جمهوری اسلامی ایران آن را نوشته بود و جمعی از روشنفکران، نمایندگان پارلمان، و رهبران سازمان‌های غیرانتفاعی و بنیادهای مختلف از سراسر جهان آن را امضا کرده بودند. نام‌های بسیار برجسته‌ای، مانند نورمن فینکلشتاین، و دیگران زیر نامه دیده می‌شد. نام مرکز نوآوری سیاسی هم در این نامه، که نظریه‌ی حمله‌ی آمریکا به ایران را محکوم می‌کرد، ذکر شده بود.

    ۲۸ فوریه را روز ملی اقدام علیه جنگ با ایران اعلام کردیم، چون می‌دیدیم که چنین جنگی در راه است. و از قضا همان روز، آمریکا رهبر ایران را به قتل رساند و حمله‌ای کاملاً بی‌دلیل، ناموجه و مطلقاً نامشروع را علیه ایران آغاز کرد. همزمان با شروع آن جنگ، اعضای ما در هشت شهر در سراسر کشور در خیابان‌ها بودند: نیویورک، مینیاپولیس، شیکاگو، پورتلند، لس‌آنجلس، جاشوا تری، کالیفرنیا، آیووا و سنت‌لوئیس در ایالت میزوری. اعضای ما با بنرهای مرکز نوآوری سیاسی در مخالفت با این حمله و این جنگ غیرقانونی به خیابان آمده بودند.

    ۴ مارس، من به نمایندگی از اکثریت ضدجنگ در آمریکا به یک برنامه‌ی تلویزیونی ایرانی دعوت شدم. با مخاطبان ایرانی صحبت کردم و به‌وضوح به آن‌ها گفتم که مردم آمریکا از این جنگ حمایت نمی‌کنند. گفتم که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند ۷۵ تا ۸۰ درصد آمریکایی‌ها با اقدام ناموجه و کاملاً نامشروع ترامپ در حمله به ایران موافق نیستند. واقعاً افتخار بزرگی بود که به تلویزیون ایران رفتم و برای دقایقی نماینده‌ی چهره‌ی واقعی آمریکا بودم؛ در حالی که دولت ما داشت اقدامات جنایتکارانه و وحشتناکی انجام می‌داد؛ از جمله بمباران مدرسه‌ی ابتدایی در میناب و تمام اتفاقات وحشتناکی که آن‌جا رخ داد.

    ۲۸ مارس، روزی بود که هرگز فراموش نخواهم کرد. روز پرهیجانی بود. مطمئنم پال هم هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. نووا هم همین‌طور. «فیل» هم همین‌طور. جسیکا هم همین‌طور. آن روز، دموکرات‌ها یکی از تجمعات مسخره‌ی «نه به پادشاهی» خود را برگزار کردند. اما در حالی که افکار عمومی به‌شدت مخالف حمله به ایران بود، اتفاقاً یک مشت صهیونیست ثروتمند از تظاهرات «نه به پادشاهیِ» آن‌ها حمایت مالی کرده بودند. به همین دلیل هم دموکرات‌ها محکومیت حمله به ایران را در فراخوان خودشان نگنجاندند. بنابراین ما هم در مقابل آن‌ها تجمع کردیم. نووا از بوستون آمد. جسیکا از نیوجرسی آمد. گبی از شیکاگو آمد. و مسیر تظاهرات را مسدود کردیم. در امتداد خیابان پنجم جمع شدیم. پلاکارد، تابلو، پرچم ایران و پرچم آمریکا در دست‌مان بود. و جلوی تظاهرات «نه به پادشاهی» را گرفتیم. و شعار دادیم: «دموکرات‌ها می‌توانند جنگ را متوقف کنند؛ دست از سر ایران بردارید! دموکرات‌ها می‌توانند جنگ را متوقف کنند، دست از سر ایران بردارید!»

    نیروهای انتظامات سعی کردند ما را از سر راه بردارند. اما تکان نمی‌خوردیم. مسیر راهپیمایی را مسدود کرده بودیم. در نهایت مجبور شدند با پلیس نیویورک تماس بگیرند تا ما را متفرق کند. با این حال، اکثریت قریب‌به‌اتفاق شرکت‌کنندگان در راهپیمایی «نه به پادشاهی»، با این‌که ما مسیر تظاهراتشان را بسته بودیم، باز هم با ما موافق بودند و از ما حمایت می‌کردند و با ما دست می‌دادند و تشویق‌مان می‌کردند؛ چون مخالف این جنگ هستند! و همین مسئله به من امید می‌دهد که می‌توانیم از این سیاست‌های احمقانه‌ی تیم قرمز [جمهوری‌خواه] در مقابل تیم آبی [دموکرات] که ما را پشت سر یک نهاد سیاسی شکست‌خورده حبس کرده، عبور کنیم.

    سپس، ۲۱ آوریل، از دوست‌مان دکتر «رانجیت برار» در بریتانیا حمایت کردیم. جوتی برار، خواهر رانجیت، رهبر «حزب کمونیست بریتانیای کبیر» (با گرایش مارکسیست-لنینیست) است و قبلاً در کنفرانس‌های مرکز نوآوری سیاسی سخنرانی کرده. خود رانجیت هم از اعضای عالی‌رتبه‌ی آن حزب است. او در حمایت از ایران و فلسطینی‌ها سخنرانی کرده بود. فریاد زده بود: «پیروزی از آن ایران است!» و بنابراین او را دستگیر کردند و از خانه‌اش بردند. این مرد یک پزشک جراح است! اما او را به خاطر یک سخنرانی بازداشت کردند و از خانه‌اش بردند. بنابراین پنی و گری به خیابان‌های مینیاپولیس رفتند و درباره‌ی دکتر رانجیت به مردم اطلاع‌رسانی کردند؛ با مردم صحبت کردند؛ و درباره‌ی دستگیری دوست‌مان در بریتانیا به دلیل سخنرانی‌اش، اعلامیه پخش کردند.

     

    خیانت و بی‌لیاقتی ترامپ

    می‌خواهم چیزی بگویم، اما در گفتنش مردد هستم. دلیل تردیدم این است که خیلی‌ها قبل از ما این را می‌گفتند، اما بدون دقت، بدون هیچ تفکری، بدون هیچ تحلیلی. خیلی‌ها این حرف را بر اساس جوگیری می‌گفتند. به خاطر دنباله‌روی از رسانه‌های جریان اصلی می‌گفتند. در صورتی که ما این را به خاطر رسانه‌های جریان اصلی نمی‌گوییم. این حرف را به این خاطر نمی‌زنیم که می‌خواهیم با نیویورک‌تایمز همسو شده باشیم. به این خاطر نمی‌گوییم که می‌خواهیم لیبرال باشیم. این را می‌گوییم چون واقعیت است. و چیزی که می‌خواهم بگویم این است: «لعنت به دونالد ترامپ! لعنت به دونالد ترامپ!»

    ما به او فرصت دادیم؛ بیایید واقع‌بین باشیم. ما با یک بنر بزرگ به مراسم تحلیف او رفتیم و به دونالد ترامپ نشان دادیم که چگونه می‌تواند نامش را در تاریخ ثبت کند؛ چگونه می‌تواند به یادها سپرده شود. بنری که از او داشتیم، او را در حال دست دادن با کیم جونگ‌اون نشان می‌داد و رویش نوشته شده بود: «فقط صلح می‌تواند آمریکا را دوباره عالی کند!» [اشاره به شعار دونالد ترامپ «آمریکا را دوباره عالی کنید.»] نامه‌ای زیبا هم خطاب به «رئیس‌جمهور دونالد ترامپ» نوشتیم؛ آن را به یک پیام ویدیویی هم تبدیل کردیم. موضوع نامه این بود که اگر در مقابل لابی اسرائیل بایستد، اگر در مقابل جنگ‌طلبان بایستد، چه کارهایی از دستش برمی‌آید. اگر همان‌طور که گفته بود، واقعاً «نه به جنگ‌های جدید» گفته بود؛ اگر به وعده‌هایش عمل کرده بود؛ صورت خودش را روی کوه راشمور حک می‌کردند؛ نه این‌که ۳ جولای [شب قبل از دویست‌وپنجاهمین سالگرد «روز استقلال» آمریکا] جلوی کوه راشمور بایستد و یک سخنرانی پیرمردانه درباره‌ی کمونیست‌ها بکند: «کمونیست‌ها دارند می‌آیند ما را بکشند! کمونیست‌ها دارند می‌آیند ما را بکشند!»

    دونالد ترامپ فرصت داشت. ما به او فرصت دادیم؛ اما او تصمیم گرفت نه‌تنها به مردم کشور به طور کلی، بلکه حتی به افرادی که به او رأی داده بودند، خیانت کند. راهبرد ما در انتخابات ۲۰۲۴ چه بود؟ [بر خلاف آن‌چه که ما را متهم می‌کنند،] ما از ترامپ حمایت نکردیم. بگذارید در این مورد واضح بگویم. ما از کامالا هریس هم حمایت نکردیم. راهبرد ما تقویت صداهای ضدجنگ در کمپین ترامپ بود. و این کار درستی بود. چون وقتی دونالد ترامپ تصمیم حمله به ایران را گرفت، جو کنت، مدیر مبارزه با تروریسم آمریکا، در اعتراض به این تصمیم استعفا داد. مارجری تیلر گرین، نماینده‌ی کنگره و عضو جنبش ماگا [«آمریکا را دوباره عالی کنید»]، با آن مخالفت کرد. تاکر کارلسون با آن مخالفت کرد. و بخش بزرگی از اردوگاه ترامپ آن‌قدر به آن پیام ضدجنگ متعهد شده بودند که وقتی ترامپ به آن خیانت کرد، از او پیروی نکردند. اقدام ما در تقویت پیام ضدجنگ در کمپین ترامپ بسیار مهم و بسیار راهبردی بود. بنابراین الآن هم می‌توانیم بگوییم «لعنت به دونالد ترامپ!»

    ماجرای تحول من در سال ۲۰۱۵

    زندگی من در سال ۲۰۱۵ تغییر کرد. آن سال مشغول برخی کارهای رسانه‌ای بین‌المللی بودم و از من دعوت شد تا با جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران به یک مأموریت بشردوستانه در یمن بروم. قبل از آن، به یک کنفرانس در ایران رفته بودم، و آن‌ها از من دعوت کردند که برگردم و در این مأموریت بشردوستانه شرکت کنم. به عنوان یک کنشگر سیاسی با خودم فکر کردم: «می‌دانی که عربستان دارد مردم یمن را بمباران می‌کند. آمریکا هم از عربستان حمایت می‌کند. [بنابراین،] من می‌خواهم از یمن حمایت کنم.» بنابراین، سوار کشتی شدم. قرار بود چند آمریکایی دیگر هم با ما بیایند، اما در آخرین لحظه منصرف شدند. من را هم کنار کشیدند و گفتند: «این کار را نکن کیلب! وقتی به آمریکا برگشتی، دستگیرت می‌کنند! احتمالاً می‌گویند به سپاه پاسداران کمک کرده‌ای یا چنین چیزی!» اما گفتم: «من تمام راه را از نیویورک تا تهران و تمام راه را از تهران تا بندرعباس نیامده‌ام که دوباره به خانه برگردم. من سوار این کشتی خواهم شد.» و سوار شدم.

    من تنها آمریکایی روی آن کشتی بودم. یک شهروند فرانسوی، یک مرد سنگالی، و یک مرد آلمانی هم بودند. بقیه همه ایرانی بودند. سیزده روز روی کشتی «ایران شاهد» بودم که متعلق به جمعیت هلال احمر ایران بود. البته آن موقع خودم نمی‌دانستم وارد چه ماجرایی شده‌ام، چون به محض این‌که کشتی ما راه افتاد، اسرائیل و عربستان، هر دو، اعلام کردند که ما داریم سلاح به یمن قاچاق می‌کنیم، که دروغ بود، و گفتند حمله به این کشتی اقدام موجهی است. رویترز با من که داخل کشتی بودم، مصاحبه کرد. خبرنگارشان گفت: «می‌دانستید اسرائیل و عربستان گفته‌اند که حق دارند این کشتی را منفجر کنند؟» و من پیش خودم فکر می‌کردم: «اوه، خودم را در چه دردسری انداخته‌ام!»

    سوار کشتی بودم و ایرانی‌ها دور تا دورم را گرفته بودند. خیلی از آن‌ها اصلاً انگلیسی بلد نبودند. آن‌هایی که بلد بودند، تمام مدت می‌خواستند با من درباره‌ی دین صحبت کنند، چون بسیاری از آن‌ها قبلاً هرگز یک مسیحی را از نزدیک ندیده بودند. از من می‌پرسیدند: «عقیده‌ی مسیحیان درباره‌ی موسی چیست؟ عقیده‌ی مسیحیان درباره‌ی آخرالزمان چیست؟ عقیده‌ی مسیحیان درباره‌ی عیسی چیست؟ عقیده‌ی مسیحیان درباره‌ی زندگی پس از مرگ چیست؟» سیزده روز درباره‌ی دین حرف زدیم، در حالی که می‌دیدیم هواپیماها دارند بالای سرمان پرواز می‌کنند. در کشتی نشسته بودم و با خودم فکر می‌کردم من یک پسربچه‌ی اهل یک شهر کوچک در اوهایو بودم. چه‌طور یک‌باره به نیویورک رفتم؛ به ایران رفتم؛ و حالا در این کشتی هستم و دارم تلاش می‌کنم کمک‌های پزشکی را به یمن برسانم، و جانم را به خطر انداخته‌ام. چه شد که این اتفاقات افتادند؟

    کم‌کم شروع به دیدن خواب‌های عجیب‌وغریب کردم. خواب مدرسه‌ی انجیلی را می‌دیدم که در کودکی هنگام تعطیلات به آن می‌رفتم. مادربزرگم یک لوتری بود و به کلیسای کوچکی می‌رفت که رنگ دیوارهایش سفید بود و کاملاً در احاطه‌ی مزارع ذرت بود؛ به گونه‌ای که از داخل کلیسا هیچ ساختمان دیگری دیده نمی‌شد. از آن‌جایی که تمام روز با ایرانی‌ها درباره‌ی دین حرف می‌زدم، نگران جانم بودم، و هواپیماهای جنگی آمریکایی و عربستانی را می‌دیدم که بالای سرمان پرواز می‌کنند، وقتی خواب می‌رفتم، مدام خواب می‌دیدم که داخل کلیسای لوتری مادربزرگم هستم. خواب می‌دیدم دارم در آن راه می‌روم و هیچ‌کس دیگری آن‌جا نیست. در آن کشتی، دوباره با والد آسمانی‌مان، با خداوند، ارتباط برقرار کردم. تجربه‌ی معنوی‌ای داشتم و زندگی‌ام متحول شد. هرگز آن تجربه را فراموش نخواهم کرد.

     

    مقاومت «مردم زمین»!

    یک قانون تاریخی وجود دارد که از الکساندر دوگین و فلسفه‌ی اوراسیاگرایی آموخته‌ام: ما «امپراتوری‌های دریا» و «تمدن‌های زمین» داریم. امپراتوری‌های دریا مبتنی بر کنترل مسیرهای تجاری و ایجاد ارتش و نیروی دریایی قدرتمند هستند. اما تمدن‌های زمین رابطه‌ی متفاوتی دارند، زیرا برای اتصال مناطق وسیع خشکی، باید جاده بسازید. تمدن‌های زمین در نحوه‌ی عملکرد خود بسیار جمعی‌تر هستند و بسیار کم‌تر فردگرا هستند؛ بیش‌تر بر توسعه تمرکز دارند. اگرچه می‌توانیم درباره‌ی نظام‌های اقتصادی مختلف صحبت کنیم، اما اگر به امپراتوری‌ها و سلسله‌هایی که هزاران سال در روسیه یا چین وجود داشتند، نگاه کنید، می‌بینید که نسبت به امپراتوری روم یا امپراتوری بریتانیا یا امپریالیسمِ امروز آمریکایی، رابطه‌ی متفاوتی با مردم و مناطقی داشتند که فتح می

    نمونه‌ی امپراتوری‌های دریا «مدل آتلانتیکی» کنترل تجارت جهانی است که هنری چارلز کَری آن را نظام انگلیسی نامید، و لنین آن را «امپریالیسم، بالاترین مرحله‌ی سرمایه‌داری» نامید. این مدل ارزش را از سراسر جهان برای غنی کردن شهرهای قدرتمند استخراج می‌کند. در مقابل، نمونه‌ی تمدن‌های زمین، «مدل اوراسیایی» در بخش‌های بزرگ زمین است؛ تمدن‌های بزرگ و دولت-تمدن‌های بزرگ و امپراتوری‌های روی زمین. این تمدن‌ها ممکن است در شکل‌های کمی متفاوت با یک‌دیگر ظهور کنند؛ اما یک قانون تاریخی وجود دارد که می‌گوید وقتی یکی از تمدن‌های زمین و مردم زمین توسط یکی از امپراتوری‌های دریا محاصره می‌شوند، در میان آن‌ها نوعی شخصیت مسیحایی [نجات‌بخش] ظهور خواهد کرد؛ نوعی منجی که تجسم میل آن‌ها به رهایی و تمایل مردم زمین به مقاومت می‌شود!

    استالین این‌گونه بود. مائو تسه‌تونگ این‌گونه بود. اگر فقط درباره‌ی کمونیسم در مقابل سرمایه‌داری صحبت کنید، نمی‌توانید انقلاب‌هایی را درک کنید که در قرن بیستم رخ دادند. این انقلاب‌ها در حقیقت مردم زمین بودند که در فقر نگه داشته شده بودند، اما دست به مقاومت زدند، مبارزه‌ی متقابل کردند، و روی حق خود برای رشد و توسعه و خروج از نظام جهانی آتلانتیکی‌ای پافشاری کردند که آن‌ها را با ارتش قدرتمندش در فقر نگه داشته بود. و این همان اتفاقاتی است که امروز دارد در جهان رخ می‌دهد. اقتصاد بریکس و اقتصاد نوظهور در شرق، نشانه‌ی مقاومت مردم زمین هستند.

     


    download

    download

    download

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما